دوره‌های جمع بندی کنکور 1400

دوره‌های جمع بندی کنکور 1400

برای دانلود PDF توضیحات دوره جمع بندی درس ریاضی کنکور 1400 بر روی لینک مقابل کلیک کنید: مراحل دوره جمع بندی درس ریاضی کنکور 1400

 

این برنامه شامل چهار مرحله است. دوره مقدماتی، دوره تکمیلی، آزمون‌های جامع و دوره پایانی. در جدول زیر جزئیات کل برنامه آورده شده است که در ادامه به جزئیات مراحل مختلف پرداخته می‌شود.

قبل از شروع دوره مقدماتی، یک آزمون جامع برگزار می‌شود و پس‌ازآن دوره مقدماتی آغاز می‌شود.

  دوره مقدماتی شامل 4 گام است. دوره مقدماتی بر اساس دو هدف طراحی‌شده است. اول آشنایی بیشتر دانش آموزان با نقاط ضعف و قوت شخصی در مباحث مختلف. دوم آشنایی با گزینه‌های جایگزینی است که می‌تواند موردتوجه طراح آزمون سراسری قرار بگیرد.

  هدف گام اول دوره مقدماتی، ارزیابی کلاس دهم است؛ برای این کار، ابتدا یک پیش‌آزمون برگزار می‌شود. برای این آزمون یک پاسخنامه تشریحی و تفصیلی همراه با نکات اصلی مرتبط با گام اول طراحی شده است. برای مطالعه کامل و بررسی تمام جزئیات این پاسخنامه یک روز در برنامه قرار داده شده است. درنتیجه روز اول آزمون برگزار می‌شود و پاسخنامه پس از برگزاری آزمون در اختیار دانش‌آموز قرار می‌گیرد. روز دوم فرصتی برای مطالعه دقیق پاسخنامه و نکته نویسی از آن خواهد بود. روز سوم تا پنجم، سه آزمون در ساعت مشخص برگزار می‌شود. این آزمون‌ها مشابه با پیش‌آزمون گام اول تنظیم‌شده‌اند.

  هدف گام دوم دوره مقدماتی، ارزیابی یازدهم است. برای این موضوع نیز ابتدا یک پیش‌آزمون برگزار می‌شود و پاسخنامه تشریحی و تفصیلی به همراه تمام نکات کلیدی گام دوم طراحی‌شده است. روز سوم تا پنجم، سه آزمون در ساعت مشخص برگزار می‌شود. این آزمون‌ها مشابه با پیش‌آزمون گام دوم تنظیم‌شده‌اند.

هدف گام سوم دوره مقدماتی، ارزیابی نیمسال اول دوازدهم و هدف گام چهارم دوره مقدماتی، ارزیابی نیمسال دوم است. با توجه به 12 آزمونی که هر دانش آموز در گامهای چهارگانه دوره مقدماتی انجام می دهد، یک کارنامه تفکیکی به صورت زیر دریافت می کند

در این کارنامه برای هریک از مفاهیم یک سنجه عددی به عنوان سطح دانش اموز در پایان دوره مقدماتی در نظر گرفته شده است. پس از پایان دوره مقدماتی، . برنامه مطالعاتی در زمان باقیمانده تا کنکور بر اساس این کارنامه مشخص می شود. تمرکز مطالعاتی بر اساس امتیازها مشخص می‌شود و مرور هوشمند اتفاق می‌افتد. هر دانش‌آموز متناسب با درصدی که هدف‌گذاری می‌کند و نقاطی که برای کسب آن درصد احتیاج به مطالعه بیشتر دارد زمان مطالعه خود را تنظیم می‌کند. .

پس از مرحله مقدماتی وارد مرحله تکمیلی می‌شویم. مرحله تکمیلی شامل 4 گام مشابه با مرحله مقدماتی است. هدف این مرحله ارتقا درصد در مطالب هدف‌گذاری شده است. اطلاعات به‌دست‌آمده از مرحله مقدماتی کمک می‌کند که در تخصیص زمان مطالعه برای مباحث مختلف با دقت بیشتری برنامه‌ریزی صورت گیرد تا بهره‌وری بیشتری از زمان محدود باقیمانده صورت گیرد. دوره تکمیلی می‌تواند در 4 هفته انجام‌ می‌شود. در اینجا ممکن است یک دانش آموز روی هفته خاصی از دوره تکمیلی تمرکز بیشتری داشته باشد یا حتی در صورت لزوم قسمت خاصی از دوره تکمیلی را در مدت زمان کمتر یا بیشتر به انجام برساند. حتی ممکن است قسمتی از دوره تکمیلی را به توصیه مشاور برنامه انجام ندهد و به دوره بعد وارد شود.

در این مرحله هر دانش اموزی به یک از دوره های مقدماتی یا پیشرفته در دروس مختلف ارجاع داده میشود و براساس اینکه چه دروسی را باید اول کار کند،  مشاوره و مسیر علمی دریافت میکند.

حتی ممکنه یک دانش آموز از دوره تکمیلی مستقیم به دوره آزمونهای جامع یا دوره پایانی هدایت شود.  کمک بزرگی که سایت ما به دانش اموزان میکند این است که یک اولویت بندی درسی مشخص میکند

پس‌ازاین مرحله وارد مرحله آزمون‌های جامع می‌شویم. در طی یک هفته 5 آزمون جامع با بودجه‌بندی منطبق با آزمون سراسری 99 تجربی برگزار می‌شود.

پس از برگزاری آزمون‌های جامع، برای مرور آنچه در دوره مقدماتی و تکمیلی اتفاق افتاد وارد مرحله پایانی می‌شویم.

در انتهای این مسیر، یک آزمون جامع پایان دوره برگزار می‌شود. با برگزاری این آزمون دوره به پایان می‌رسد. در طی سال‌های زیادی که این دوره برگزارشده است، همواره تفاوت درصد این آزمون پایانی با آزمون ابتدای دوره، برای دانش‌آموزانی که با پشتکار کل این مسیر را طی کرده‌اند، بسیار چشمگیر بوده است. این برنامه نظم درسی یک دانش آموز را متناسب با شرایطی که دارد ایجاد می کند و یک نسخه واحد برای همه ارائه نمیکند.

تمرین مدبرانه

در سال 2016، کتاب قله (PEAK) با عنوان فرعی “رازهایی از دانش نوین در مورد تخصص” به چاپ رسید. این کتاب خلاصه و چکیده 30 سال تلاش مداوم روانشناس و محقق  مشهور، اَندرس اریکسون، برای یافتن جواب یک سوال بود:

 

 

چه عاملی افراد متخصص را از افراد معمولی جدا میکند؟

این کتاب که با همکاری رابرت پول نوشته شده است،  نتیجه و جانمایه تمام کتاب های قبلی او و تمام تحقیقاتی است که در این زمینه انجام شده است.   اندرس اریکسون آنگونه که خودش در کتاب آورده است، تحقیقاتش را با کار بر روی حافظه افراد و نحوه تغییر قدرت افراد در به یاد سپاری رشته هایی از اعداد بواسطه تمرین و تکرار آغاز می کند.

 

 

او در مورد چگونگی رشد قابلیت افراد در به یاد سپاری رشته هایی از اعداد چنین توضیح می دهد که پس از یک رشد اولیه خیلی کم در همان ابتدا، هیچ پیشرفتی در طی 6 ماه رخ نداد. او در حالی که هیچ نشانه ای از پیشرفت وجود نداشت، تلاش و تمرین برای پیشرفت را ادامه داد و ناگهان اتفاقی متفاوت رخ داد. فردی که مورد آزمایش قرار گرفته بود و با اینکه هیچ پیشرفتی نداشت، تمرین را ادامه می داد، کاملا ناگهانی و بدون هیچ مقدمه ای، از حالت قفل شدگی خارج شد و توانایی او در به یاد سپاری رشته های اعداد شروع به رشد کرد. ارکسون در این مرحله  نفر دومی را به آزمایش وارد کرد. در همان ابتدای ورود نفر دوم به آزمایش، کل تجربیات نفر اول را در اختیار نفر دوم قرار داد و آنگونه که توضیح می دهد این بار مسیر رشد توانایی ذهنی، سریعتر اتفاق افتاد. به بیان ساده نفر اول قِلِق کار را به نفر دوم منتقل کرد و این کار باعث شد که نفر دوم سریعتر مسیر رشد را طی کند. از همین جا جرقه اهمیت یک استاد یا راهنما در شروع کار و همچنین نوع خاصی از تمرین در ذهنش شکل گرفت. با این ایده که در ذهنش شکل گرفته بود، به سراغ شطرنج بازان حرفه ای در سطح بین المللی رفت و در آنجا سبک تمرین آنها را زیر نظر گرفت. به نظر شما یک شطرنج باز حرفه ای در مسابقات و تجربیاتی که از شرکت در مسابقات کسب می کند بیشتر رشد می کند یا از تمرین با هم تیمی های خودش؟ آیا برای پیشرفت در شطرنج که یک بازی دونفره است می شود تنهایی تمرین کرد؟ شطرنجبازان حرفه ای چگونه تمرین می کنند؟ کمی جلوتر جواب این سوال را خواهم داد.

 

 

در مرحله بعد به سراغ ورزشکاران و قهرمانان حرفه ای تنیس جهان و شناگران قهرمان المپیک رفت. در آنجا متوجه شد که در آموزش تنیس، یک جلسه تمرین با یک مربی حرفه ای و آموزش اصولی، معادل بیش از 6 ماه تمرین انفرادی است. او دریافت که یک اصلاح تکنیک هنگام شنا توسط یک مربی حرفه ای، برای شناگر حرفه ای بیش از یک سال تمرین انفرادی و بدون بازخورد ارزش دارد.

 

جراحان بسیار خبره که در اتاق عمل معجزه می کردند، گام بعدی در تحقیقات اندرس اریکسون بود. در بررسی نحوه آماده سازی و تمرین کردن آنها متوجه شد که جراحان حرفه ای روی برخی از جزئیات عمل جراحی که نقطه خاصی از عمل است، چگونه متمرکز می شوند و فقط همان عمل کوچک را بارها و بارها تکرار می کنند تا به تسلط لازم برسند.

 

 

اندرس اریکسون در هنگام این تحقیقات به قانون ده هزار ساعت رسید. طبق این قانون برای اینکه در کاری متخصص شوید، بایستی روی آن بیش از ده هزار ساعت تمرین کرده باشید. شکی نیست که افراد متخصص برای رسیدن به قابلیت هایی که آنها را متمایز می کند، زمان زیادی را به تمرین و تکرار اختصاص می دهند،اما او در این کتاب در مورد این قانون چنین توضیح می دهد که اگر شرایط لازم در تکرار و تمرین وجود نداشته باشد، ممکن است شما بسیار بیشتر از این هم زمان صرف کنید اما میزان تبحر و مهارت شما، مانند کسی باشد که تنها 20 ساعت روی آن کار زمان گذاشته است.

 

 

 

خب همه اینها درست، حالا که چی؟”

 

هر تمرین و تکراری باعث پیشرفت نمی شود. اگرمی خواهید در کاری حرفه ای شوید، باید برای آن کار زمان صرف کنید و زحمت بکشید و تمرین کنید اما تمرین کردن هم اصول خودش را دارد. کلید داستان “تمرین مدبرانه” است.

 

تا اینجا به اینکه مغز ما دو شبکه متفاوت دارد و برای یادگیری و یافتن راه حل مسائل مختلف دائما بین این دو رفت و برگشت میکند و اینکه هر نوع تمرینی باعث پیشرفت نمی شود و نوع خاصی از تمرین وجود دارد که می تواند برای رشد موثر باشد اشاره کردیم. اما چگونه می توان تمرین مدبرانه انجام داد؟ اصول این تمرین چیست؟

تمرین مدبرانه (Deliberate Practice) چیست؟

تمرین مدبرانه، 5 اصل دارد که باید به آنها توجه کرد. تمرین باید چالشی و کمی فراتر از توان شما باشد، بر اساس اهداف دقیق و مشخص باشد، در هنگام تمرین باید تمرکز کرد، بازخوردهای با کیفیت دریافت کرد و مدل ذهنی لازم برای موفقیت را گسترش داد.

 

 

بر این اساس اگر بخواهیم یک نقشه راه برای تمرین مدبرانه در نظر بگیریم به صورت زیر است:

اولین گام یافتن استاد است. ابتدا باید یک استاد یا راهنمای حرفه ای و خبره را پیدا کنیم. در مراحل زیر توضیح می دهیم که چگونه یک استاد حرفه ای می تواند در قسمت های مختلف تمرین مدبرانه اثر گذار باشد.

 

در تمرین مدبرانه باید روی نقاط ضعف کار کرد و از دایره امن و راحتی خارج شد. برای این کار ابتدا باید یک ارزیابی نسبتا دقیق از محدودیت ها و توانمندی های خودمان داشته باشیم. یک مربی یا استاد خوب در این زمینه می تواند بسیار موثر باشد. او می تواند با ارائه معیارهای ارزیابی مناسب در شناسایی دقیق نقاط ضعف موثر باشد. آگاهی با این محدودیت های فردی، در هدف گذاری دقیق و کمی بالاتر از توان که گام بعدی می باشد موثر است.

 

در مرحله بعد باید اهداف مشخص و دقیق تعریف شوند. در این مرحله نیز استاد می تواند در تعریف اهداف واقع بینانه که کمی چالشی باشد ولی بیش از اندازه سخت و دور از دسترس نباشد تاثیر گذار باشد. برای مثال اگر سطح بازی شما در تنیس 7 از 20 است، یک حریف تمرینی مناسب برای شما باید سطح 8 یا 9 داشته باشد و تمرین کردن با حریف تمرینی در سطح 5 یا 15 برای شما مفید نیست. انتخاب سوالهایی که کمی از توانایی شما بالاتر باشد که به رشد شما کمک کند اما فاصله آن با توانایی شما در حد منطقی باشد که کاملا دور از دسترس هم نباشد یکی از نقاط دیگر تاثیر گذار یک استاد حرفه ای است. باید توجه کرد که هدف گذاری باید دقیق، با جزئیات لازم و متناسب با توان و محدودیت های واقع بینانه باشد.

 

 

مرحله مهم بعدی تمرکز در هنگام تمرین است. همانطور که قبلا اشاره شد، برای یادگیری و پیشرفت در ریاضیات، ابتدا در حالت متمرکز با مساله روبرو می شویم، با مساله و جزئیات آن درگیر می شویم و سعی میکنیم سوال را حل کنیم. سپس وارد مرحله غیر متمرکز می شویم و با اینکار از قسمت های دیگر شبکه عصبی برای ارتباطی متفاوت با مساله استفاده می کنیم. تصویر بزرگ مساله را می بینیم. پس از رفت و برگشت بین این دو حالت و حل مساله، به ساخت و ایجاد تصویر و مدل ذهنی که برای سوالات مشابه می توانیم از آن استفاده کنیم می پردازیم.

 

مرحله بعد دریافت بازخورد است. در اینجا نیز یک مربی یا استاد با دادن بازخوردهای با کیفیت می تواند در مسیر رشد موثر باشد. دقت و توجه به جزئیات نقاط ضعف، و ذکر دقیق آنها در یک بازخورد خوب گام موثر دیگر در مسیر یادگیری و پیشرفت خواهد بود. از نکات جالبی که توجه اریکسون را به خود جلب کرده بود، تمرین افراد متخصص در تنهایی و خلوت بود. او می گوید که بسیاری از متخصصین ترجیح می دهند تمرین مدبرانه را در خلوت و تنهایی و زمانی انجام دهند که هیچ کس تماشایشان نمی کند. در مورد شطرنجازان حرفه ای، آنها به تنهایی و در خلوت و تمرکز بسیار بالا تمرین می کنند. در این شرایط به تحلیل و بررسی بازیهای شطرنجبازان حرفه ای در تورنمنت های قبلی، از طریق کامپیوتر می پردازند. آنها با استفاده از نرم افزارهایی که برای این کار موجود است، ابتدا روی حرکت بعدی که باید انجام دهند خوب فکر می کنند و حرکتی را انتخاب می کنند. پس از این کار و خیلی سریع بازخوردی از کامپیوتر دریافت می کنند که به موارد ضعف حرکتی که انتخاب کرده اند با جزئیات اشاره شده است.

 

افراد متخصص هنگام بازخورجویی به دنبال بازخوردهای صریح و دقیق و باجزئیات هستند. آنها می خواهند با دقت زیاد ببینند که در کدام جزء هنوز جای بهبود وجود دارد. برای آنها بازخوردهای منفی که در آن نقاط ضعفشان به طور دقیق مشخص شده باشد ارزشمندتر است. یعنی متخصصان بیشتر به آگاهی از آنچه اشتباه انجام داده اند علاقه دارند تا کارهایی که درست انجام داده اند.

 

خب همه اینها درست، حالا که چی؟”

 

اکر قصد پیشرفت در هر زمینه ای را داریم باید اصول پیشرفت را بشناسیم و رعایت کنیم. آگاهی به نحوه کارکرد مغز، آگاهی به اینکه قانون 10 هزار ساعت وجود دارد و آگاهی به اینکه افراد حرفه ای این زمان را به چه نوع تمرینی اختصاص می دهند گام اول است. اگر قصد پیشرفت در هر زمینه ای را دارید یک چک لیست از تمرین مدبرانه تهیه کنید و سوالاتی را از خود بپرسید:

آیا کلاس های درس و کلاس های تمرین، بر اساس تمرین حساب شده طراحی شده اند؟

آیا ابزار یا سنجه هایی وجود دارد که به طور دقیق خودمان را ارزیابی کنیم و بدانیم که نقاط ضعف و حد فعلی ما کجاست که بتوانیم از آن فراتر برویم؟ آیا این سنجه ها می توانند به ما در هدف گذاری دقیق و مشخص کمک کنند؟

آیا می توانیم شرایطی ایجاد کنیم که روی هدفی که مشخص کرده ایم متمرکز شویم؟

آیا امکان دریافت بازخوردهای سریع، صریح و دقیق برای اینکه نقاط ضعف را به درستی شناسایی کنیم وجود دارد؟

آیا تکنولوژی می تواند در بازخورد سریع گرفتن و نشان دادن نقاط ضعف به ما کمک کند؟

و در نهایت: چگونه با شرایط جدید و آگاهی به این اصول می توانیم مسیر تمرین و کلاس خود را به این سمت ببریم؟

تمرین مدبرانه

در سال 2016، کتاب قله (PEAK) با عنوان فرعی “رازهایی از دانش نوین در مورد تخصص” به چاپ رسید. این کتاب خلاصه و چکیده 30 سال تلاش مداوم روانشناس و محقق  مشهور، اَندرس اریکسون، برای یافتن جواب یک سوال بود:

 

 

چه عاملی افراد متخصص را از افراد معمولی جدا میکند؟

این کتاب که با همکاری رابرت پول نوشته شده است،  نتیجه و جانمایه تمام کتاب های قبلی او و تمام تحقیقاتی است که در این زمینه انجام شده است.   اندرس اریکسون آنگونه که خودش در کتاب آورده است، تحقیقاتش را با کار بر روی حافظه افراد و نحوه تغییر قدرت افراد در به یاد سپاری رشته هایی از اعداد بواسطه تمرین و تکرار آغاز می کند.

 

 

او در مورد چگونگی رشد قابلیت افراد در به یاد سپاری رشته هایی از اعداد چنین توضیح می دهد که پس از یک رشد اولیه خیلی کم در همان ابتدا، هیچ پیشرفتی در طی 6 ماه رخ نداد. او در حالی که هیچ نشانه ای از پیشرفت وجود نداشت، تلاش و تمرین برای پیشرفت را ادامه داد و ناگهان اتفاقی متفاوت رخ داد. فردی که مورد آزمایش قرار گرفته بود و با اینکه هیچ پیشرفتی نداشت، تمرین را ادامه می داد، کاملا ناگهانی و بدون هیچ مقدمه ای، از حالت قفل شدگی خارج شد و توانایی او در به یاد سپاری رشته های اعداد شروع به رشد کرد. ارکسون در این مرحله  نفر دومی را به آزمایش وارد کرد. در همان ابتدای ورود نفر دوم به آزمایش، کل تجربیات نفر اول را در اختیار نفر دوم قرار داد و آنگونه که توضیح می دهد این بار مسیر رشد توانایی ذهنی، سریعتر اتفاق افتاد. به بیان ساده نفر اول قِلِق کار را به نفر دوم منتقل کرد و این کار باعث شد که نفر دوم سریعتر مسیر رشد را طی کند. از همین جا جرقه اهمیت یک استاد یا راهنما در شروع کار و همچنین نوع خاصی از تمرین در ذهنش شکل گرفت. با این ایده که در ذهنش شکل گرفته بود، به سراغ شطرنج بازان حرفه ای در سطح بین المللی رفت و در آنجا سبک تمرین آنها را زیر نظر گرفت. به نظر شما یک شطرنج باز حرفه ای در مسابقات و تجربیاتی که از شرکت در مسابقات کسب می کند بیشتر رشد می کند یا از تمرین با هم تیمی های خودش؟ آیا برای پیشرفت در شطرنج که یک بازی دونفره است می شود تنهایی تمرین کرد؟ شطرنجبازان حرفه ای چگونه تمرین می کنند؟ کمی جلوتر جواب این سوال را خواهم داد.

 

 

در مرحله بعد به سراغ ورزشکاران و قهرمانان حرفه ای تنیس جهان و شناگران قهرمان المپیک رفت. در آنجا متوجه شد که در آموزش تنیس، یک جلسه تمرین با یک مربی حرفه ای و آموزش اصولی، معادل بیش از 6 ماه تمرین انفرادی است. او دریافت که یک اصلاح تکنیک هنگام شنا توسط یک مربی حرفه ای، برای شناگر حرفه ای بیش از یک سال تمرین انفرادی و بدون بازخورد ارزش دارد.

 

جراحان بسیار خبره که در اتاق عمل معجزه می کردند، گام بعدی در تحقیقات اندرس اریکسون بود. در بررسی نحوه آماده سازی و تمرین کردن آنها متوجه شد که جراحان حرفه ای روی برخی از جزئیات عمل جراحی که نقطه خاصی از عمل است، چگونه متمرکز می شوند و فقط همان عمل کوچک را بارها و بارها تکرار می کنند تا به تسلط لازم برسند.

 

 

اندرس اریکسون در هنگام این تحقیقات به قانون ده هزار ساعت رسید. طبق این قانون برای اینکه در کاری متخصص شوید، بایستی روی آن بیش از ده هزار ساعت تمرین کرده باشید. شکی نیست که افراد متخصص برای رسیدن به قابلیت هایی که آنها را متمایز می کند، زمان زیادی را به تمرین و تکرار اختصاص می دهند،اما او در این کتاب در مورد این قانون چنین توضیح می دهد که اگر شرایط لازم در تکرار و تمرین وجود نداشته باشد، ممکن است شما بسیار بیشتر از این هم زمان صرف کنید اما میزان تبحر و مهارت شما، مانند کسی باشد که تنها 20 ساعت روی آن کار زمان گذاشته است.

 

 

 

خب همه اینها درست، حالا که چی؟”

 

هر تمرین و تکراری باعث پیشرفت نمی شود. اگرمی خواهید در کاری حرفه ای شوید، باید برای آن کار زمان صرف کنید و زحمت بکشید و تمرین کنید اما تمرین کردن هم اصول خودش را دارد. کلید داستان “تمرین مدبرانه” است.

 

تا اینجا به اینکه مغز ما دو شبکه متفاوت دارد و برای یادگیری و یافتن راه حل مسائل مختلف دائما بین این دو رفت و برگشت میکند و اینکه هر نوع تمرینی باعث پیشرفت نمی شود و نوع خاصی از تمرین وجود دارد که می تواند برای رشد موثر باشد اشاره کردیم. اما چگونه می توان تمرین مدبرانه انجام داد؟ اصول این تمرین چیست؟

تمرین مدبرانه (Deliberate Practice) چیست؟

تمرین مدبرانه، 5 اصل دارد که باید به آنها توجه کرد. تمرین باید چالشی و کمی فراتر از توان شما باشد، بر اساس اهداف دقیق و مشخص باشد، در هنگام تمرین باید تمرکز کرد، بازخوردهای با کیفیت دریافت کرد و مدل ذهنی لازم برای موفقیت را گسترش داد.

 

 

بر این اساس اگر بخواهیم یک نقشه راه برای تمرین مدبرانه در نظر بگیریم به صورت زیر است:

اولین گام یافتن استاد است. ابتدا باید یک استاد یا راهنمای حرفه ای و خبره را پیدا کنیم. در مراحل زیر توضیح می دهیم که چگونه یک استاد حرفه ای می تواند در قسمت های مختلف تمرین مدبرانه اثر گذار باشد.

 

در تمرین مدبرانه باید روی نقاط ضعف کار کرد و از دایره امن و راحتی خارج شد. برای این کار ابتدا باید یک ارزیابی نسبتا دقیق از محدودیت ها و توانمندی های خودمان داشته باشیم. یک مربی یا استاد خوب در این زمینه می تواند بسیار موثر باشد. او می تواند با ارائه معیارهای ارزیابی مناسب در شناسایی دقیق نقاط ضعف موثر باشد. آگاهی با این محدودیت های فردی، در هدف گذاری دقیق و کمی بالاتر از توان که گام بعدی می باشد موثر است.

 

در مرحله بعد باید اهداف مشخص و دقیق تعریف شوند. در این مرحله نیز استاد می تواند در تعریف اهداف واقع بینانه که کمی چالشی باشد ولی بیش از اندازه سخت و دور از دسترس نباشد تاثیر گذار باشد. برای مثال اگر سطح بازی شما در تنیس 7 از 20 است، یک حریف تمرینی مناسب برای شما باید سطح 8 یا 9 داشته باشد و تمرین کردن با حریف تمرینی در سطح 5 یا 15 برای شما مفید نیست. انتخاب سوالهایی که کمی از توانایی شما بالاتر باشد که به رشد شما کمک کند اما فاصله آن با توانایی شما در حد منطقی باشد که کاملا دور از دسترس هم نباشد یکی از نقاط دیگر تاثیر گذار یک استاد حرفه ای است. باید توجه کرد که هدف گذاری باید دقیق، با جزئیات لازم و متناسب با توان و محدودیت های واقع بینانه باشد.

 

 

مرحله مهم بعدی تمرکز در هنگام تمرین است. همانطور که قبلا اشاره شد، برای یادگیری و پیشرفت در ریاضیات، ابتدا در حالت متمرکز با مساله روبرو می شویم، با مساله و جزئیات آن درگیر می شویم و سعی میکنیم سوال را حل کنیم. سپس وارد مرحله غیر متمرکز می شویم و با اینکار از قسمت های دیگر شبکه عصبی برای ارتباطی متفاوت با مساله استفاده می کنیم. تصویر بزرگ مساله را می بینیم. پس از رفت و برگشت بین این دو حالت و حل مساله، به ساخت و ایجاد تصویر و مدل ذهنی که برای سوالات مشابه می توانیم از آن استفاده کنیم می پردازیم.

 

مرحله بعد دریافت بازخورد است. در اینجا نیز یک مربی یا استاد با دادن بازخوردهای با کیفیت می تواند در مسیر رشد موثر باشد. دقت و توجه به جزئیات نقاط ضعف، و ذکر دقیق آنها در یک بازخورد خوب گام موثر دیگر در مسیر یادگیری و پیشرفت خواهد بود. از نکات جالبی که توجه اریکسون را به خود جلب کرده بود، تمرین افراد متخصص در تنهایی و خلوت بود. او می گوید که بسیاری از متخصصین ترجیح می دهند تمرین مدبرانه را در خلوت و تنهایی و زمانی انجام دهند که هیچ کس تماشایشان نمی کند. در مورد شطرنجازان حرفه ای، آنها به تنهایی و در خلوت و تمرکز بسیار بالا تمرین می کنند. در این شرایط به تحلیل و بررسی بازیهای شطرنجبازان حرفه ای در تورنمنت های قبلی، از طریق کامپیوتر می پردازند. آنها با استفاده از نرم افزارهایی که برای این کار موجود است، ابتدا روی حرکت بعدی که باید انجام دهند خوب فکر می کنند و حرکتی را انتخاب می کنند. پس از این کار و خیلی سریع بازخوردی از کامپیوتر دریافت می کنند که به موارد ضعف حرکتی که انتخاب کرده اند با جزئیات اشاره شده است.

 

افراد متخصص هنگام بازخورجویی به دنبال بازخوردهای صریح و دقیق و باجزئیات هستند. آنها می خواهند با دقت زیاد ببینند که در کدام جزء هنوز جای بهبود وجود دارد. برای آنها بازخوردهای منفی که در آن نقاط ضعفشان به طور دقیق مشخص شده باشد ارزشمندتر است. یعنی متخصصان بیشتر به آگاهی از آنچه اشتباه انجام داده اند علاقه دارند تا کارهایی که درست انجام داده اند.

 

خب همه اینها درست، حالا که چی؟”

 

اکر قصد پیشرفت در هر زمینه ای را داریم باید اصول پیشرفت را بشناسیم و رعایت کنیم. آگاهی به نحوه کارکرد مغز، آگاهی به اینکه قانون 10 هزار ساعت وجود دارد و آگاهی به اینکه افراد حرفه ای این زمان را به چه نوع تمرینی اختصاص می دهند گام اول است. اگر قصد پیشرفت در هر زمینه ای را دارید یک چک لیست از تمرین مدبرانه تهیه کنید و سوالاتی را از خود بپرسید:

آیا کلاس های درس و کلاس های تمرین، بر اساس تمرین حساب شده طراحی شده اند؟

آیا ابزار یا سنجه هایی وجود دارد که به طور دقیق خودمان را ارزیابی کنیم و بدانیم که نقاط ضعف و حد فعلی ما کجاست که بتوانیم از آن فراتر برویم؟ آیا این سنجه ها می توانند به ما در هدف گذاری دقیق و مشخص کمک کنند؟

آیا می توانیم شرایطی ایجاد کنیم که روی هدفی که مشخص کرده ایم متمرکز شویم؟

آیا امکان دریافت بازخوردهای سریع، صریح و دقیق برای اینکه نقاط ضعف را به درستی شناسایی کنیم وجود دارد؟

آیا تکنولوژی می تواند در بازخورد سریع گرفتن و نشان دادن نقاط ضعف به ما کمک کند؟

و در نهایت: چگونه با شرایط جدید و آگاهی به این اصول می توانیم مسیر تمرین و کلاس خود را به این سمت ببریم؟

تمامی حقوق این سایت برای آرش کمالی محفوظ است.
X